16 شيوه براي آموزش بهتر
نتايج به دست آمده از روش هاي نوين ياددهي و يادگيري نشان مي دهد اولين گام براي موفقيت در ياددهي، نقش معلم و مربي است كه در پرورش انديشه و عواطف دانش آموزان اثربخشي بسياري دارد چرا كه اگر به كساني كه با آنها ماه ها و سال ها سر و كار دارند علاقه مند نباشند و نتوانند ارتباط سالمي با آن ها برقرار كنند، چگونه ممكن است بر آنان تاثير بگذارند و موجب تغيير و تحول شوند.
معلم بايد از ويژگي هاي شخصيتي مطلوبي برخوردار باشد چرا كه شخصيت، علاقه و ايمان او از عوامل بسيار موثر و مهم در فرآيند آموزش محسوب مي شود. علاوه بر شخصيت برجسته، آگاهي و شناخت معلمان از اصول و روش هاي تعليم و تربيت عامل مهم ديگري در يادگيري است كه مي تواند آنها را در كار خود موفق كند، به گونه اي كه معلم امروز بدون آگاهي از روانشناسي، فلسفه و اصول و فنون تدريس هرگز قادر نخواهد بود وظيفه مهم خود را بخوبي انجام دهد و زمينه رشد و شكوفايي استعداد شاگردانش را فراهم كند.
او بايد علاوه بر هماهنگي بين ويژگي هاي فردي و فعاليت هاي آموزشي، آموزش و يادگيري را براي بچه ها به صورت تجربه اي شيرين و لذت بخش درآورد. بايد به اين نكته توجه كنيم كه وظيفه معلمان در فرآيند آموزش و ياددهي، فقط انتقال واقعيت هاي علمي نيست، بلكه بايد موقعيت مطلوب يادگيري را فراهم كنند.
بايد چگونه انديشيدن و چگونه آموختن را بياموزند. شاگردان را نبايد در مقابل دانسته ها قرار داد، بلكه بايد آنان را با مسئله روبه رو كرد تا خود به كشف روابط امور و راه حل آن اقدام كنند. اگر پاسخ مستقيم در اختيار بچه ها قرار گيرد آنان را به كتاب و معلم متكي مي كند و موجب مي شود از خود كوششي نشان ندهند. در نتيجه رضايت خاطري از يادگيري به دست نياورند و انگيزه يادگيري در آنان ضعيف شود.
آگاهي از نظريه هاي يادگيري
آگاهي از نظريه هاي يادگيري به معلم كمك مي كند تا بينش فكري خود را درباره آموزش و تدريس گسترش دهد و اين موضوع مهم را دريابد كه آموزش را مي توان به طرق گوناگون ارائه كرد. طبيعي است وقتي معلم با نگرش هاي مختلف مجهز باشد بهتر مي تواند روش متناسبي را برگزيند.
نحوه مديريت كلاس هم از جمله ويژگي هايي است كه در اثربخشي آموزش و ياددهي نقش بازي مي كند. معلم به عنوان فردي رشديافته بايد از توانايي جسمي، عقلي، رواني، عاطفي و اجتماعي برخوردار باشد. منظور از توانايي جسمي – عقلي آن است كه ياددهنده آمادگي لازم را براي كار مهمي چون معلمي بخوبي كسب كرده باشد، چرا كه معلمي حرفه اي است كه انرژي و توان بسياري را مي طلبد. يكي ديگر از توانايي هاي معلمان كه از رشد آنان و تجربه هاي زندگي نشات مي گيرد، توانايي عاطفي – رواني است. از نظر رواني معلم فردي بالغ به حساب مي آيد و رفتارهاي او ممكن است الگوي فراگيران قرار گيرد، بنابراين او به درجه اي از رشد رواني رسيده كه مي تواند خشم، هيجان و يا ياس خود را در مقابل دانش آموزان به گونه اي بروز دهد كه حاصل اين كنش و واكنش موجب رشد آنان به سوي تعالي باشد. نوع ديگري از توانايي معلم كه برخاسته از رشد همه جانبه اوست، رشد اجتماعي نام دارد.
انسان به عنوان موجودي كه در اجتماع زندگي مي كند، داراي ارزش هايي است كه متاثر از فرهنگ جامعه است و انتظار مي رود معلم نماينده فرهنگ جامعه خود باشد، بنابراين معلم بايد بداند محور همه فعاليت هاي جامعه در مدرسه و نقطه عطف آن كلاس درس است و تحقق هر تحولي در جامعه مرهون همه جريان هاي آموزشي و پرورشي است كه در مركز آن نقش معلم به عنوان عنصر هوشمند يك سيستم مهم يعني كلاس درس حياتي است.
نحوه تدريس معلم در كلاس با روش اتاق فكر
درباره شيوه تدريس هم روش هاي متعددي وجود دارد كه معلم مي تواند با به كارگيري آنها كلاس را اثربخش كند.
* دانش آموز درباره موضوع درسي كنفرانس مي دهد. در هر جلسه يك نفر به صورت آزاد داوطلب مي شود و به عنوان معلم به توضيح درس يا موضوع مي پردازد. (بازي نقش معلم).
* تشكيل گروه هاي چند نفره: هر گروه از همديگر سوال مي پرسند و به صورت مسابقه برنده مشخص مي شود و جايزه نيز داده مي شود. در اين روش يادگيري غيرمستقيم شكل مي گيرد و دانسته ها و آموخته هاي دانش آموزان مبادله مي شود.
* تشكيل ميزگرد: معلم در زمينه درسي يا غيردرسي سوال يا مسائل روز جامعه را مطرح مي كند و دانش آموزان به بحث و تبادل نظر مي پردازند. هيچ نظر و عقيده اي طرد نمي شود. مثلاً چگونه يك كشور پيشرفت مي كند؟
* تصويرسازي ذهني: معلم با طرح سوالي در موضوع خاص ذهن دانش آموز را به تكاپو وا مي دارد. مثلاً اگر شما رئيس جمهور، شهردار، پليس و يا صاحب كارخانه بوديد چه مي كرديد؟
* تدريس در خارج كلاس: مثلاً در موزه، كوه و مسجد مي توان كلاس برگزار كرد. اين روش براي ملموس تر و عيني تر شدن آموزش و يادگيري است.
* تدريس توام با فيلم آموزشي: اين روش به نوع كتاب و موضوع درسي بستگي دارد.
* بازديد از اماكن توليدي يا خدماتي براي آشنايي دانش آموز با مشاغل و نيز ملموس تر شدن يادگيري. (جامعه پذيري دانش آموزان)
* معلم يك موضوع درسي را انتخاب مي كند و دانش آموزان درباره آن به تحقيق مي پردازند. مثلاً علل قتل اميركبير.
* خواندن يكي از نشريات در كلاس: خبرها و مقالات يك روزنامه انتخاب مي شود و درباره آنها تبادل نظر مي شود. (تشويق دانش آموز به مطالعه آزاد و بي تفاوت نبودن به رويدادهاي كشور)
* حل يك معما يا جدول در كلاس: به پرورش ذهن دانش آموزان كمك مي كند.
* آموزش قانون اساسي كشور: در هر جلسه به يك موضوع پرداخته مي شود.
* آموزش خلاقيت و ايده يابي: فنون خلاقيت به دانش آموز ياد داده مي شود. در هر جلسه يك مشكل يا موضوع درسي يا غيردرسي مطرح و دانش آموز براي آن راهكار نشان مي دهد.
* آموزش مهارت هاي زندگي: مثبت انديشي، اعتماد به نفس و چگونگي مواجهه با مشكلات زندگي.
* معلم هر چند يك بار چهره هاي برجسته علمي و فرهنگي را براي حضور در كلاس دعوت مي كند. (الگوسازي).
* ايجاد نشريه، صندوق قرض الحسنه و تعاوني: روحيه همكاري و مشاركت در دانش آموزان تقويت مي شود.
* هر دانش آموز با خود يك كتاب غيردرسي مي آورد. مجموع كتاب ها به صورت امانت بين دانش آموزان به گردش درمي آيد.
معلم بايد از ويژگي هاي شخصيتي مطلوبي برخوردار باشد چرا كه شخصيت، علاقه و ايمان او از عوامل بسيار موثر و مهم در فرآيند آموزش محسوب مي شود. علاوه بر شخصيت برجسته، آگاهي و شناخت معلمان از اصول و روش هاي تعليم و تربيت عامل مهم ديگري در يادگيري است كه مي تواند آنها را در كار خود موفق كند، به گونه اي كه معلم امروز بدون آگاهي از روانشناسي، فلسفه و اصول و فنون تدريس هرگز قادر نخواهد بود وظيفه مهم خود را بخوبي انجام دهد و زمينه رشد و شكوفايي استعداد شاگردانش را فراهم كند.
او بايد علاوه بر هماهنگي بين ويژگي هاي فردي و فعاليت هاي آموزشي، آموزش و يادگيري را براي بچه ها به صورت تجربه اي شيرين و لذت بخش درآورد. بايد به اين نكته توجه كنيم كه وظيفه معلمان در فرآيند آموزش و ياددهي، فقط انتقال واقعيت هاي علمي نيست، بلكه بايد موقعيت مطلوب يادگيري را فراهم كنند.
بايد چگونه انديشيدن و چگونه آموختن را بياموزند. شاگردان را نبايد در مقابل دانسته ها قرار داد، بلكه بايد آنان را با مسئله روبه رو كرد تا خود به كشف روابط امور و راه حل آن اقدام كنند. اگر پاسخ مستقيم در اختيار بچه ها قرار گيرد آنان را به كتاب و معلم متكي مي كند و موجب مي شود از خود كوششي نشان ندهند. در نتيجه رضايت خاطري از يادگيري به دست نياورند و انگيزه يادگيري در آنان ضعيف شود.
آگاهي از نظريه هاي يادگيري
آگاهي از نظريه هاي يادگيري به معلم كمك مي كند تا بينش فكري خود را درباره آموزش و تدريس گسترش دهد و اين موضوع مهم را دريابد كه آموزش را مي توان به طرق گوناگون ارائه كرد. طبيعي است وقتي معلم با نگرش هاي مختلف مجهز باشد بهتر مي تواند روش متناسبي را برگزيند.
نحوه مديريت كلاس هم از جمله ويژگي هايي است كه در اثربخشي آموزش و ياددهي نقش بازي مي كند. معلم به عنوان فردي رشديافته بايد از توانايي جسمي، عقلي، رواني، عاطفي و اجتماعي برخوردار باشد. منظور از توانايي جسمي – عقلي آن است كه ياددهنده آمادگي لازم را براي كار مهمي چون معلمي بخوبي كسب كرده باشد، چرا كه معلمي حرفه اي است كه انرژي و توان بسياري را مي طلبد. يكي ديگر از توانايي هاي معلمان كه از رشد آنان و تجربه هاي زندگي نشات مي گيرد، توانايي عاطفي – رواني است. از نظر رواني معلم فردي بالغ به حساب مي آيد و رفتارهاي او ممكن است الگوي فراگيران قرار گيرد، بنابراين او به درجه اي از رشد رواني رسيده كه مي تواند خشم، هيجان و يا ياس خود را در مقابل دانش آموزان به گونه اي بروز دهد كه حاصل اين كنش و واكنش موجب رشد آنان به سوي تعالي باشد. نوع ديگري از توانايي معلم كه برخاسته از رشد همه جانبه اوست، رشد اجتماعي نام دارد.
انسان به عنوان موجودي كه در اجتماع زندگي مي كند، داراي ارزش هايي است كه متاثر از فرهنگ جامعه است و انتظار مي رود معلم نماينده فرهنگ جامعه خود باشد، بنابراين معلم بايد بداند محور همه فعاليت هاي جامعه در مدرسه و نقطه عطف آن كلاس درس است و تحقق هر تحولي در جامعه مرهون همه جريان هاي آموزشي و پرورشي است كه در مركز آن نقش معلم به عنوان عنصر هوشمند يك سيستم مهم يعني كلاس درس حياتي است.
نحوه تدريس معلم در كلاس با روش اتاق فكر
درباره شيوه تدريس هم روش هاي متعددي وجود دارد كه معلم مي تواند با به كارگيري آنها كلاس را اثربخش كند.
* دانش آموز درباره موضوع درسي كنفرانس مي دهد. در هر جلسه يك نفر به صورت آزاد داوطلب مي شود و به عنوان معلم به توضيح درس يا موضوع مي پردازد. (بازي نقش معلم).
* تشكيل گروه هاي چند نفره: هر گروه از همديگر سوال مي پرسند و به صورت مسابقه برنده مشخص مي شود و جايزه نيز داده مي شود. در اين روش يادگيري غيرمستقيم شكل مي گيرد و دانسته ها و آموخته هاي دانش آموزان مبادله مي شود.
* تشكيل ميزگرد: معلم در زمينه درسي يا غيردرسي سوال يا مسائل روز جامعه را مطرح مي كند و دانش آموزان به بحث و تبادل نظر مي پردازند. هيچ نظر و عقيده اي طرد نمي شود. مثلاً چگونه يك كشور پيشرفت مي كند؟
* تصويرسازي ذهني: معلم با طرح سوالي در موضوع خاص ذهن دانش آموز را به تكاپو وا مي دارد. مثلاً اگر شما رئيس جمهور، شهردار، پليس و يا صاحب كارخانه بوديد چه مي كرديد؟
* تدريس در خارج كلاس: مثلاً در موزه، كوه و مسجد مي توان كلاس برگزار كرد. اين روش براي ملموس تر و عيني تر شدن آموزش و يادگيري است.
* تدريس توام با فيلم آموزشي: اين روش به نوع كتاب و موضوع درسي بستگي دارد.
* بازديد از اماكن توليدي يا خدماتي براي آشنايي دانش آموز با مشاغل و نيز ملموس تر شدن يادگيري. (جامعه پذيري دانش آموزان)
* معلم يك موضوع درسي را انتخاب مي كند و دانش آموزان درباره آن به تحقيق مي پردازند. مثلاً علل قتل اميركبير.
* خواندن يكي از نشريات در كلاس: خبرها و مقالات يك روزنامه انتخاب مي شود و درباره آنها تبادل نظر مي شود. (تشويق دانش آموز به مطالعه آزاد و بي تفاوت نبودن به رويدادهاي كشور)
* حل يك معما يا جدول در كلاس: به پرورش ذهن دانش آموزان كمك مي كند.
* آموزش قانون اساسي كشور: در هر جلسه به يك موضوع پرداخته مي شود.
* آموزش خلاقيت و ايده يابي: فنون خلاقيت به دانش آموز ياد داده مي شود. در هر جلسه يك مشكل يا موضوع درسي يا غيردرسي مطرح و دانش آموز براي آن راهكار نشان مي دهد.
* آموزش مهارت هاي زندگي: مثبت انديشي، اعتماد به نفس و چگونگي مواجهه با مشكلات زندگي.
* معلم هر چند يك بار چهره هاي برجسته علمي و فرهنگي را براي حضور در كلاس دعوت مي كند. (الگوسازي).
* ايجاد نشريه، صندوق قرض الحسنه و تعاوني: روحيه همكاري و مشاركت در دانش آموزان تقويت مي شود.
* هر دانش آموز با خود يك كتاب غيردرسي مي آورد. مجموع كتاب ها به صورت امانت بين دانش آموزان به گردش درمي آيد.
منبع : روزنامه ایران
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 17:33 توسط کمیسیون یاددهی یادگیری ناحیه1
|